بخشی از جریان شناسی تاریخ معاصر ایران به قلم حجت الاسلام قاسمی که به مناسبت سالگرد کودتای 28مرداد1332

دوره ی دوم)عصرملی شدن صنعت نفت

طرح اندیشه‌ی ملی شدن صنعت نفت و سپس تبدیل آن به یک خواست عمومی و سپس بسیج توده‌های مردم توسط نیروهای مذهبی به رهبری آیت‌الله کاشانی انجام گرفته است .البته نباید نقش سایر گروه های حاضر در صحنه سیاسی آن زمان ایران را نادیده گرفت. می‌توانیم عوامل مهم ملی شدن صنعت نفت را در نقش طیفی از نیروهای مذهبی به رهبری آیت‌الله کاشانی و طیف آرمانگرا به رهبری فداییان اسلام از یک طرف نقش نمایندگان مجلس و نقش نیروهای ملی گرا تبیین کنیم که هر کدام از اینها در زمان خاصی نقشی را ایفا کردند که هیچ کدام تأثیری مانند نقش نیروهای مذهبی در حوزه‌ی زمانی گسترده نداشته‌اند . آیت‌الله کاشانی و روحانیون طیف وابسته به وی در بسیاری از جمعیت‌ها ، سخنرانی‌ها ، خطبه‌ها اعیاد قربان و فطر شعار “ نفت ایران برای ایرانی “ را مطرح کرده بودند.    

جریان های سیاسی آن دوره عبارت بودند از:                                                                                                 

1-جریان اسلام گرا                                                                                

2- جریان ملی گرا                                                         

3-جریان چپ گرا                                                                                                       

1 ) جریان اسلام گرا :                                                                                                      

1-1 جریان اسلام گرای سیاست پرهیز:

در رأس آن آیت الله بروجردی زعامت حوزه بود که به د لیل احساس خطر از كمونیسم، نقش مقدس نماها از حركتهای انقلابی و مصلحانه، نقش افراد نفوذی و... از ورود به سیاست پرهیز داشت که این خود منشأ تربیت نسلی از فضلا چون امام خمینی، بهبود وضعیت حوزه قم، حمایت ازتشیع و...بود در عین حال از نهضت نفت «ضمني ولي آشكارا» حمايت مي‌كرد و به علماي تهران نامه نوشت كه نبايد با اين حركت مخالفت كنند.

2-1 جریان اسلام گرای مبارز:                        

  تلاش این جریان در صدر آن ایت الله کاشانی مبارزه پارلمانی برای رفع سلطه استعمارگران انگلیسی و محدود كردن سلطنت به چارچوب های قانون اساسی و رعایت دستورات اسلامی درحد امكان بود.

سال 1329 در پي بازگشت آيت‌الله كاشاني از تبعيد لبنان و استقبال پرشكوه مردم و گروههاي سياسي ملي و تقويت پايگاه اجتماعي جبهه ملي‌، قيام عمومي عليه شركت نفت انگليس گسترش يافت‌. آيت‌الله كاشاني كه در بهمن 1327 در 70 سالگي با خشونت و ضرب و شتم‌، دستگير و پس از مدتي حبس در قلعه فلك‌الافلاك خرم‌آباد به لبنان تبعيد شده بود، در اول بهمن 1327 طي اعلاميه شديداللحني خواستار «لغو امتياز» نفت شده بود. وي در بيانيه‌اي از تبعيدگاه خود، علت واقعي بازداشت و تبعيد خود را همين موضوع و اقدام عليه سياست استعماري انگليس ذكر كرد آيت‌الله كاشاني و «جبهه ملي‌» به رهبري دكتر مصدق در مجلس شورا و مطبوعات و اجتماعات مردمي‌، خواستار ملي شدن صنعت نفت شدند و اين خواسته مورد حمايت گروههاي كثير مردم و تني چند از علماي برجسته نظير آيت‌الله‌العظمي خوانساري (از مراجع ثلاث قم‌)، آيت‌الله بهاالدين محلاتي‌، آيت‌الله عباسعلي شاهرودي‌، آيت‌الله سيدحسن چهارسوقي‌، آيت‌الله شيخ باقر رسولي‌، آيت‌الله سيدمحمود روحاني قمي‌، آيت‌الله شيخ محمدرضا كلباسي‌، آيت‌الله حاج شيخ مهدي نجفي‌، آيت‌الله فقيه سبزواري و گروه كثيري از روحانيون فعال و مبارز مانند حاج سيدحسين خادمي و حاج شيخ مرتضي مدرسي اردكاني‌، حاج سيدمصطفي سيدالعراقين و… قرار گرفت ‌و شوري عجيب در سراسر ايران پديدار شد. آيت‌الله‌العظمي بروجردي نيز از نهضت نفت «ضمني ولي آشكارا» حمايت مي‌كرد و به علماي تهران نامه نوشت كه نبايد با اين حركت مخالفت كنند. رزم‌آرا، نخست‌وزير، اين كار را غيرعملي خوانده مردم را از خطرات آن ترساند و در 13 اسفند 1329 مخالفتش را با ملي شدن صنعت نفت‌، در جلسة كميسيون نفت مجلس‌، تكرار كرد، تا آنجا كه به دليل اقتدار و موقعيت ويژه‌اش به بزرگ‌ترين مانع تحقق خواست ملي مبدل گرديد. وي سرانجام سه روز بعد، در مسجد شاه‌، به ضرب گلولة يك عضو «فداييان اسلام‌» به قتل رسيد.
از مهمترین دستاوردهای آن، تصویب طرح ملی شدن نفت در مجلس شانزدهم و حمایت از دولت ملی مصدق و برپایی قیام 30 تیر 1331 بود پس از ملی شدن صنعت نفت انگلیس ایران را تهدید به حمله ی نظامی کردو در مقابل آیت الله کاشانی سخن از اعلام جهاد به میان آورد ودر مواجه ی با وضعیت بد اقتصادی که در اثر تحریم نفت ایران بوجود آورده بودند آیت الله کاشانی مدام با اعلامیه های  متعددمر دم را به حفظ وحدت ، تحمل مشکلات وادامه ی نهضت دعوت میکرد.

3-1 جریان اسلام گرای دینمدار:

در رأس آن شهید نواب صفوی رهبر فدائیان اسلام بود. مهمترین اهداف آنان، مبارزه با تمام اشكال بی دینی، تلاش برای ایجاد حكومت اسلامی واجرای قوانین اسلامی بود و از دیگر رهبران آن خلیل طهماسبی سیدحسن امامی، مظفر ذوالقدر عبدالحسین واحدی و… بودند. . به تعبير غلامرضا نجاتي‌، در تمام مبارزات سياسي ـ ملي سالهاي 1327 و 1328 و 1329 «جمعيت فداييان اسلام‌» شركت فعال داشت 6 رزم‌آرا، نخست‌وزير،که در نهضت ملی شدن صنعت نفت اين كار را غيرعملي خوانده مردم را از خطرات آن ترساند و در 13 اسفند 1329 مخالفتش را با ملي شدن صنعت نفت‌، در جلسة كميسيون نفت مجلس‌، تكرار كرد، تا آنجا كه به دليل اقتدار و موقعيت ويژه‌اش به بزرگ‌ترين مانع تحقق خواست ملي مبدل گرديد سرانجام سه روز بعد، در مسجد شاه‌، به ضرب گلولة يك عضو «فداييان اسلام‌» بنام خليل طهماسبي به قتل رسيد.
پس از دستگيري به اتهام قتل رزم‌آرا، «يك اعلاميه از طرف نواب صفوي (رهبر فداييان اسلام‌) صادر شد كه در بالاي آن «هوالعزيز» نوشته شده بود. اين اعلاميه خطاب به شاه صادر شده بود» و «قاطعانه به شاه دستور مي‌داد كه بايد فرمان آزادي قاتل رزم‌آرا را صادر كند، و براي هرگونه آزاري كه وي در زمان بازجويي توسط پليس ديده است‌، از او عذرخواهي نمايد.» آيت‌الله كاشاني در مصاحبه‌اي نظرش را چنين ابراز داشت‌: «اين عمل به نفع ملت ايران بود و اين گلوله و ضربه عالي‌ترين و مفيدترين ضربه‌اي بود كه به پيكر; استعمار و دشمنان ملت ايران وارد آمد. قاتل رزم‌آرا بايد آزاد شود زيرا اين اقدام او در راه خدمت به ملت ايران و برادران مسلمانشبوده است‌،بنا به خاطرات سيدمحمد واحدي از اعضاي برجسته فداييان اسلام و حاج مهدي عراقي‌، رهبران جبهه ملي براي جلوگيري از اقدامات رزم‌آرا و حتي احتمال كودتا توسط وي‌، از فداييان اسلام درخواست مي‌كنند كه رزم‌آرا از سر راه نهضت ملي برداشته شود. در جلسه‌اي با حضور نواب صفوي‌، بقايي‌، فاطمي‌، نريمان‌، آزاد، حائري‌زاده‌، سنجابي‌، شايگان و مكي از طرف جبهه ملي حضور پيدا مي‌كنند و دكتر فاطمي تأكيد مي‌كند كه من اصالتاً از طرف خودم هستم و وكالتاً از طرف مصدق (چون كسالت داشت‌) و ايشان گفته‌اند هر تصميمي كه در اين جلسه گرفته شود «براي خود من هم لازم‌الاجرأ است‌.» نواب صفوي طي دو جلسه طولاني به شرط اجراي احكام اسلام در صورت به قدرت رسيدن جبهه ملي‌، پيشنهاد اعدام انقلابي رزم‌آرا را پذيرفت و جبهه ملي نيز متعهد شد كه در صورت موفقيت‌، خواسته‌هاي فداييان اسلام را عملي نمايد. همچنين نواب صفوي در اين مورد با آيت‌الله كاشاني نيز ملاقات و گفتگو كرد و آيت‌الله كاشاني هم قول داد كه «بگذار مرحله اول رزم‌آرا برود، بقيه كارها درست مي‌شود.» در سندي كه متن بازجويي از خليل طهماسبي در سال 1334 را نشان مي‌دهد، وي صريحاً به جلسات مزبور با رهبران جبهه ملي و آيت‌الله كاشاني اعتراف كرده است ولي از اشخاص فقط نام بقايي و مكي و كاشاني و فاطمي را ذكر كرده است و نسبت به بقيه با عنوان «وكلاء اقليت كه نامشان در خاطرم نيست‌پاسخ داده است‌. در دادنامه دادستان ارتش مورخ 18/10/34 عليه فداييان اسلام پس از بازداشت گسترده به دليل سوءقصد ناموفق به حسين علاء، به سابقه ترور رزم‌آرأ با معاونت «بعضي از نمايندگان اقليت در دوره شانزدهم مجلس شوراي ملي‌» اشاره شده است‌. و پاي آيت‌الله كاشاني‌، بقايي‌، حائري‌زاده‌، مصدق و شايگان نيز به ميان كشيده شد ولي با اعدام نواب صفوي‌، خليل طهماسبي و چند تن از فداييان اسلام پرونده بسته شد و در مورد ديگران هم موضوع پي‌گيري نشد.

4-1) جریان اسلام گرای چپ: 

درصدر آن محمد نَخشب رهبر خداپرستان سوسیالیست بودآنها درصدد مصادره عدالت گرایی و سوسیالیسم به نفع اسلام بودندجریانكه از مهمترین چهره های آن حسین راضی، جلال آشتیانی، دكتر شریعتمداری، ابراهیم یزدی و… بودند. علایق شریعتی در دهه سی باعث ترجمه كتاب (جوده السحار) بود كه نام آن را ابوذر، خداپرست سوسیالیست گذاشت.

  5-1جریان اسلام راست گرا:

 شاخص آن بازرگان است. این جریان درصدد ارائه چهره جد ید از دین و انطباق باعلوم تجربی بودند. كتاب ”مطهرات در اسلام“ و ”راه طی  شده“ دراین راستاست. پیروی بی چون وچرای در صحنه سیاسی ملاك راهنمای او بود  . بازرگان از مصدق

2) جریان ملی گرا:

در رأس آن جبهه ملی و مصدق واز مهمترین رهبران آن مصدق، بختیار و سنجابی بود5سال پس از آنکه جبهه ملی در سال 1327 تاسیس و دکتر محمد مصدق یکی از استوانه های آن بودملی شدن نفت ایران از طرح به قانون بدل شد

مبانی این تفكر: اصالت ملیت به جای دیانت، باستان گرایی و قانون اساسی مشروطه، سكولاریسم و… است

بعد از انتخابات مجلس شانزدهم در پاييز 1328 و بهار 1329، با تشكيل فراكسيون اقليت «مليون‌» به رهبري دكتر محمد مصدق‌، فرصت مناسبي براي طرح مطالبه ديرين خلع يد استعمار پير انگليس از ثروت ملي نفت و اوج‌گيري مبارزات استقلال‌خواهانه و ضداستعماري ملت ايران فراهم آمد

در مجلس پانزدهم نامه ی مصدق از احمد آباد به مجلس نشان می دهد که مصدق از ملی شدن صنعت نفت سخنی به بیان نمی آورد، بلکه متاسفانه با قرار داد

. استعماری گس – گلشاییان با مختصر اصلاحات که شیلینگ کاغذی به شیلنیگ طلا تبدیل شود موافقت می کند در مجلس شانزدهم نیز فقط نطقی در خصوص بیانیه آیت الله کاشانی از مصدق ضبط شده است که از ملی شدن صنعت نفت صحبت دارد . آیت الله کاشانی بعد از بازگشت پیروزمندانه بیانیه ای صادر کرد و چون نماینده مجلس بود ولی در مجلس شرکت نمی کرد، بیانیه اش را به مصدق داد و مصدق در 29 خرداد در مجلس از طرف ایشان قرائت کرد

برای اولین باز در مهرماه حائری زاده پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را داده است حتی در صورت مذاکرات کمیسیون نفت که مصدق. جالب این است که. رئیس آن بود نیز صحبتی از مصدق که دلالت بر پیشنهاد ملی شدن نفت توسط او را داشته باشد، ضبط نشده است. خود مصدق هم در خاطراتش پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را به فاطمی نسبت می دهد . هر چند این ادعا در جایی ضبط نشده در عین حال نشان می دهد که خود مصدق هم ادعایی ندارد. علت این بود که اصولا مصدق و اکثریت اعضای تشکیل دهند جبهه ملی هدفی ضد استعماری نداشتند، آنها در پی انتخاب آزاد بودند به همین جهت در آبان 1328 که تشکیل جبهه ملی را اعلام کردند هیچ اشاره ای به مبارزه بیرونی نداشتند و سخنی از استعمار به میان نیاوردند. تنها سندی که درست است و نشان می دهد اعضای جبهه ملی و مصدق به دنبال ملی کردن صنعت نفت بودند سندی است که دلالت دارد جلسه ای در منزل حاج محمود نریمان با حضور آیت الله کاشانی،شایگان،مکی،صالح،آزاد،بقایی و مصدق تشکیل شد پیشنهادی مطرح شد و به امضای آقایان رسید که نفت ملی شود ، ولی مصدق در آن جلسه از امضا خودداری کرد . به گزارش حائری زاده در 29 اردیبهشت 1332 در مجلس شورای ملی، مصدق در آن جلسه مخالفت کرد و استدلال کرد اگر قرارداد 1933 رضا شاه را لغو کنیم قرارداد دارسی به قوت خود باقی می ماند . البته بعدها مصدق را راضی کردند زیر آن ورقه را امضاء کند. به همین خاطر امضای مصدق آخرین امضا و با قلم دیگری است(سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی) .

3) جریان چپ گرا:

از مهمترین این جریان ها، حزب توده و رهبرآن شامل نورالدین كیانوری و احسان طبری بودند            

مردم ازشیوه های این جریان بود  استفاده ازشیوه های تروریستی، جاسوسی به نفع شوروی و ادای مسلمانی به منظور فریب

دارا بودن تشکیلات صنفیمخفی این حزب،آنرا متشكل ترین حزب در طول تاریخ معاصر کرده است.

به‌طور كلي نهضت ملي شدن صنعت نفت كه به راه افتاد، مذهبيون، بازار، دانشجويان و روحانيون از آن حمايت مي‌كردند اما نكته‌اي كه وجود دارد اين است كه جريان چپ از آن حمايت نكرد. اتحاد جماهير شوروي هم از آن حمايت نكرد. در صورتي كه به هرحال ملي شدن صنعت نفت يك حركت ضداستعماري و ضدامپرياليستي بود انتظار مي‌رفت هم حزب توده و هم شوروي از آن حمايت كند. اين چندين دليل دارد كه چرا جريان چپ از اين نهضت حمايت نكرد. دليل نخست آن است كه حزب توده نسبت به جبهه ملي و دكتر مصدق احساس رقابت مي‌كرد. اين حزب احساس مي‌كرد جبهه ملي و دكتر مصدق توانسته‌اند افراد تحصليلكرده‌اي كه پيش از ملي شدن صنعت نفت از حزب توده حمايت مي‌كردند را به سمت خود بكشانند. در واقع آنها ملي شدن صنعت نفت را ابزاري براي پيش افتادن دكتر مصدق و جبهه ملي مي‌ديدند. اتحاد جماهير شوروي هم از ملي شدن صنعت نفت حمايت نكرد. به اين دليل كه روس‌ها معتقد بودند شرايط ايران مانند سيبي است كه عنقريب از درخت خواهد افتاد. شوروي معتقد بود مصدق و اصلاح‌طلبان باعث بقاي رژيم مي‌شوند. در حالي كه اگر شاه و دربار همچنان به حكومت در ايران ادامه دهند دير يا زود آن‌قدر وضعیت ايران آشفته مي‌شود كه دچار ناآرامي بحران و انقلاب مي‌شود و به اصطلاح خروشچف اين سيب رسيده مي‌شود و از درخت مي‌افتد و ايران در دامن اتحاد شوروي مي‌افتد. آنها مصدق و جبهه ملي را خروس بي‌محلي مي‌دانستند كه سقوط رژيم شاه را به تاخير مي‌اندازد. دليل سوم هم اين بود كه روس‌ها متوجه شده بودند دكتر مصدق به همان ميزان كه از انگليس‌ها فاصله دارد به همان ميزان نيز بنا ندارد در برابر شوروي كرنش كند. در واقع اينگونه نبود كه دكتر مصدق بگويد آمريكا نه، انگليس نه، شوروي آري. البته اين را هم بايد اضافه كنيم كه برخي از لیدرهای حزب توده تئوري‌هاي توطئه‌اي داشتند كه معتقد بودند ملي شدن نفت دعوايي بين انگليس و آمريكاست. آنها دكتر مصدق و جبهه ملي را آمريكايي مي‌دانستند كه هدفشان اين است پاي آمريكايي‌ها را به نفت ايران باز کنند. آنها اعتقاد داشتند دربار و مجلس طرفدار انگليس هستند يا در واقع پايگاه سنتي انگليس در ايران است و اين نيروهاي تحصيلكرده كه اطراف دكتر مصدق هستند آمريكايي هستند. در حقيقت حزب توده يا حداقل برخي از رهبران اين حزب نهضت ملي شدن صنعت نفت را دعواي آمريكا و انگليس مي‌دانستند و معتقد بودند ما بايد به فكر منافع زحمتكشان باشيم و نگذاريم دعواي آمريكا و انگليس به نام جرياني ملي در كشور باشد. مجموعه اينها باعث شد نه اتحاد شوروي و نه حزب توده از نهضت ملي شدن صنعت نفت حمايت نكنند. در آن 28 ماهي كه دولت دكتر مصدق برسر كار بود بيشترين مخالفت‌ها با اين دولت از سوي حزب توده صورت مي‌گرفت چون مصدق معتقد بود بايد در كشور آزادي كامل وجود داشته باشد و اين آزادي شامل همه، از جمله حزب توده مي‌شد. در دوران دكتر مصدق جلوي فعاليت سياسي هيچ كس ‌ گرفته نشد و عملا حزب توده در آن 28 ماه هم قدرت زيادي پيدا كرده بود و هم عليه دكتر مصدق بود. البته دست‌‌ آخر برخي از رهبران حزب توده نسبتا تغيير موضع داده بودند و بعد از 30 تير به دكتر مصدق نزديك شدند اما همين‌ها هم اقليتي بودند. در نهايت جريان چپ هيچگاه از ملي شدن صنعت نفت حمايت نكرد

در نتیجه ی فعالیت ها ی این جریان ها که این مختصر جای تشریح بیشتر آنها نیست در29اسفند 1329 شمسی قانون ملی شدن صنعت نفت از تصویب مجلس سنا  گذشت , و نیزمنجر به تشکیل دولت ملی مصدق گردید  واین پیروزی درخشان درسایه ی رهبری دکتر مصدق وآیت الله کاشانی و به پشتیبانی ملت، غیر از موضوع اقتصادی موجب قطع دست استعمار انگلیس از کشور  شد لازم به ذکر است که ملی شدن صنعت نفت را نباید فقط از دیدگاه اقتصادی آن مورد توجه قرار داد هر چند انهم دستاورد کمی نبوداما مهمتر این بود که دولت انگلیستان از طریق شرکت نفت پایگاه های مختلفی درنهاد ها و مراکزکشوری ایجادو بر امور اقتصادی ، سیاسی،نظامی،فرهنگی ، مذهبی ....نظارت داشت بی دلیل نبود که هر اتفاقی در هر کجای کشور می افتاد مردم از چشم انگلیس می دیدند ،جنبش ملی شدن صنعت نفت موجب قطع دست استعمار انگلیس از کشور گردید.

ولی روز 28 مرداد يادآور کودتاي ننگين و سياهي است که شيريني نهضت ملي شدن صنعت نفت را در کام ملت ايران تلخ کرد پس از پيروزي قيام سي تير به رهبري آيت‌الله کاشاني که باعث روي کار آمدن مجدد دکتر محمد مصدق شد، مصدق در صدد افزايش. اختيارات خود و محدود کردن اختيارات مجلس شوراي ملي برآمد بدين ترتيب او بدون توجه به نقش و رهبري آيت‌الله کاشاني در قيام سي تير که منجر به روي کار آمدن مجدد او شد، بناي اختلاف با آيت‌الله کاشاني را گذاشت به پياده نمودن شعار «جدايي دين از. سياست» پرداخت عوامل داخلي و خارجي نيز آنچنان شخصيت اين مرد روحاني بزرگ و شريف را لکه‌دار کردند که شايد بتوان آن را در تاريخ ايران بي‌سابقه دانست و و برخي روحانيون و نزديکان آيت‌الله کاشاني را دستگير کردند.

طرح کودتاي نظامي 28 مرداد را بايد در اصل، يک طرح انگليسي دانست. انگليس که پس از کوتاه شدن دست خود از صنعت نفت ايران، منابع بسياري را در منطقه و خصوصا ايران از دست داده بود، با قطع اميد از رسيدن به توافق، وارد مطالعه طرح يک کودتاي نظامي شد. در ابتدا آمريکا مخالف بود اما پيروزي آيزنهاور در انتخابات رياست جمهوري آمريکا باعث تغييرات عمده‌اي در سياست خارجي آمريکا شد. کرميت روزولت رييس اداره خاور نزديک سازمان سيا به فرماندهي عمليات انتخاب شد و آمريکا و انگليس، ستاد مشترکي را در ايستگاه اطلاعاتي انگليس در قبرس تشکيل دادند و عمليات کودتا را طرح‌ريزي کردند اگرچه اجراي نقشه کودتا در. 25 مرداد شکست خورد و شاه از ايران فرار کرد اما سستي مصدق و دلايل مختلف ديگر باعث شد که در 28 مرداد 1332 کودتا عملي شود و سرلشکر فضل‌الله زاهدي مجري طرح کودتا به جاي مصدق نخست وزير شد و بدين ترتيب با قبضه شدن قدرت در دست استبداد داخلي و استعمار خارجي يکي از ننگين‌ترين دوره‌هاي استبداد در تاريخ معاصر ايران رقم خورد.

فاصله زماني قيام 30 تير 1331 تا 28 مرداد 1332 در حقيقت مقطع شكل‌گيري و تعميق اختلافات مصدق با روحانيت و طبعاً زمان فراهم آمدن مقدمات كودتا بود. در اين مدت آمريكائي‌ها فعالانه وارد عمل شدند و پس از آنكه مطمئن شدند نمي‌توانند از راههاي سياسي، نفت از دست رفته ايران را بار ديگر به چنگ آورند، تصميم به كودتا گرفتند.

ابتدا در 25 مرداد كودتايي صورت گرفت كه ناكام ماند و شاه به خارج از كشور فرار كرد. با اين رويداد مصدق و اطرافيانش تصور كردند خطر برطرف شده است و به همين دليل حتي به هشدارها و تذكرات شخصيت‌هاي سياسي بي‌طرف و مستقل اعتنائي نكردند.

در چنين شرايطي يك روز قبل از وقوع كودتا يعني در 27 مرداد 1332 آيت‌الله كاشاني در صريح‌ترين هشدار خود،‌ مصدق را از قطعي بودن كودتا باخبر كرد و حتي از فضل‌الله زاهدي به عنوان عامل كودتا ياد كرد.

در همین روز‌ها تظاهرات گسترده‌ای به حمایت از دولت مصدق بر پا شد. اما دكتر مصدق دستور منع تظاهرات در حمایت از دولتش را صادر كرد و تكلیف كرد كه مردم به خانه‌های خود برگردند و اين در حالي بود که كودتاچیان درصدد اجرای برنامه دیگری برای پیروزی بودند.

آیت‌الله كاشانی در روز بیست و هفتم مرداد، طی نامه‌ای به دكتر مصدق او را از شرایط جدیدی كه كودتاچیان تدارك دیده بودند مطلع کرد و از او خواست كه با همكاری يکديگر تصمیمات لازم برای جلوگیری از كودتا را تدارك ببیند.

پس از تضعیف دربار، با توطئه اشرف پهلوی، چرچیل و آیزن‌هاور رئیس جمهور آمریکا، کودتایی برنامه‌ريزي شد که با استفاده از شخصی به نام شعبان بی‌مخ و پرداخت مبلغ 60 هزار تومان به وی، خانه دکتر مصدق را محاصر و او را دستگير کردند و در نتیجه کودتای 28 مرداد اتفاق افتاد.

فضای سیاسی و اختلافات گسترده میان رهبران نهضت باعث شد كه سرلشگر فضل‌الله زاهدی كه سابقه طولانی در خونریزی و بی‌رحمی نسبت به مردم و شورش‌های داخلی داشت. و در دولت دكتر مصدق نیز مدتی عهده‌دار سمت وزارت كشور بود، پس از بركناری، به یك نظامی مدعی نخست وزیری و محور مخالفان دكتر مصدق تبدیل شود.

در ششم اسفند سال 1331 به دستور وی بازداشت گردید پس از مدتی به دلیل اهمال مسئولان دولت آزاد شد. از طرف دیگر آمریكایی‌ها و انگلیسی‌ها با هماهنگی اعضای خانواده سلطنت از جمله اشرف پهلوی به جلب همكاری عوامل خود پرداختند.

بعد از کودتاي 28 مرداد استعمار انگليس جاي خود را به آمریکایی‌ها داد و حامیان آمریکا بر سر کار آمدند و سال 36 ایران به تقلید از آمریکا ساواک را تشکیل داد و دولت اسرائیل را به صورت دو فاکتور به رسمیت شناخت و لذا، MI6 سازمان جاسوسی انگلیسی‌ها، موساد اسرائیل و CIA سازمان جاسوسی آمریکا، ساواک را به جان رجال ملی انداختند و در سال 42 تمام مبارزان و مجاهدانی که در راه نهضت اسلامی تلاش می‌کردند را شکنجه داد و تسلط دوباره استعمار آغاز با شروع استعمار، نفت ایران توسط شرکت نفتی معروف به" 7 خواهران" کنسرسیوم شد .

واین واقعه ی تاریخی باعث حاکميت 25 سال ديکتاتوري محمدرضا شاه با حمايت مستکبرين و خصوصا آمريکا گرديد و این واقعه تاريخي عبرت‌هاي فراواني براي ملت ايران به همراه د اشت و به عنوان يکي از تلخ‌ترين روزها در تاريخ ايران ثبت شده استو در نهایت بعد از انقلاب بود که نفت ایران به طور کلی از انحصار بيگانگان خارج شد و استعمار از ایران رخت بست. و نهضت در برابر تمامي طرح‌هايي كه دولت كودتا از فرداي 28 مرداد براي اجراي آن‌ها برنامه‌ريزي دراز مدت كرده بود، تا ايران را مستعمره بيگانگان سازد، ايستادگي كرد و توانست در 1357 تمامي زنجيرهاي اسارت و وابستگي را بگسلد و ملت سربلند ايران اسلامي را بر دولت‌هاي انگليس و آمريكا فائق کند..

پا ورقی: مظفر بقایی از دسیسه گران وطراحان کودتای 28 مرداد1332با طرح از پیش تعیین شده ی دو سازمان جاسوسی آمریکا وانگلیس در جوانی به اروپا رفت و فلسفه خواند و پس از بازگشت ابتدا در معیت احمد قوام و در حزب دموکرات عضو شد و با شروع نهضت ملی بسرعت خود را به جبهه ملی پیوند زد و در کنار دکتر مصدق قرار گرفت و در همین اوان بود که با یاری خلیل ملکی از گروه 53 نفر معروف موسس حزب توده و از یاران تقی ارانی مبادرت به تاسیس حزب زحمتکشان ملت ایران نمود و خلیل ملکی که تمایل توده ایی‌ها به شوروی را بر نمی تابید خود را در کنار بقایی پیچیده و رازآلود دید اما به ناگاه بقایی با ترفندی ملکی را هم از حزب اخراج کرد و خود رهبر حزب زحمت کشان شد.

بقایی از هر جا تغذیه می‌شد و یا دستور می‌گرفت توانست به هرشکل ممکن خود را در شمار یکی از رجال حبهه ملی معرفی کند ولی روابط مشکوکی که با قدرتهای خارجی داشت و دخالت در قتل سرتیپ افشار طوس رئیس شهربانی دولت مصدق در اوایل سال 1332 که عملیات دو سازمان مخوف سیا و ام آی 6 علیه نهضت ملی شدت و حدت گرفته بود توسط عوامل وی و فضل الله زاهدی موجب تیرگی روابطش با مصدق شد و بقایی وارد مرحله جدید تغییر چهره و شخصیت سیاسی خود شد و موضع براندازانه علیه مصدق و جبهه ملی گرفت و از اینرو چاره را در نزدیکی به آیت الله کاشانی دید و از اینجا بود که آن دو سازمان جاسوسی آمریکا و انگلیس بخش اعظم طرح و نقشه حساب شده خود را برای کودتا اجرا شده دیدند زیرا با دسیسه مظفر بقایی و طرح از پیش تعیین شده جاسوسی فاصله افتادن بین آیت الله کاشانی از دکتر مصدق و شکاف در جبهه ملی خود را نشان داد و بقایی موفق شده بود مصدق را تنها نماید و بلکه با برچسب ماسونی و سکولار به او ، آیت الله کاشانی را به بعنوان یک چهره موجه مذهبی در برابر مصدق قرار دهد.

تاریخچه خانوادگی مظفر بقایی به روشنی نقش این خاندان را در بازی سیاست و مذهب و رازآلودگی تاریخ معاصر ایران نشان می دهد. میرزا شهاب پدر مظفر بقایی در جرگه مذهب "شیخیه " بود و به فرقه فراماسونری تمایل داشت. شیخیه از پیروان شیخ احمد احسایی بودند که عقاید خاصی را در مذهب تشیع داشتند و بر آن اصرار می‌ورزیدند از آن جمله "در دوران غیبت امام غایب کسی از میان برجستگان شیعی لازم است که میان امام و امت واسطه فیض و از سوی خدا میان مردم حجت باشد… شیخ و پس از او پیروانش این واسطه را شیعی کامل یا رکن رابع و ناطق واحد خواندند و شیخ خودش را رکن رابع شمرد " (یوسف فضایی: تحقیقی در تاریخ و عقاید شیخی‌گری، ۱۳۸۲، ص ۲۹)

شیخ شاگردانی مانند سید کاظم رشتی داشت که باب و بها متاثر از نظرات وی بودند و بابیه و بهائیه حاصل متاثرین از سید بودند و البته با این نظرات شیخیه توانسته بود در مذهب شیعه نفوذ کند و فرقه بابیه پدید آید. " میرزا شهاب پدر مظفر بقایی یکی از اعضای انجمن‌ مخفی وابسته به لژ بیداری ایران و رهبر مجمع احیای نفوس (هر دو از نهادهای فراماسونری در ایران) بود. " (حسین آبادیان، زندگی‌نامه سیاسی دکتر بقایی: ۱۳۷۷، ص ۴۴) و مظفر بقایی در خانواده ایی با این نوع تفکر و گرایش متولد شد و 41 سال بعد پس از آنکه از اروپا بازگشت با تغییر مواضع سریع و با رمز و راز خاصی از حزب دموکرات تا حزب زحمتکشان و تا جبهه ملی و کناره گیری از جبهه و پیوستن به آیت الله کاشانی و ضدیت با مرحوم مصدق عمل کرد و در کودتای 28 مرداد نیروهای مظفر بقایی بودند که به خانه مصدق هجوم آوردند و مطبوعات همان زمان بقایی را یکی از رهبران کودتا علیه دولت مصدق معرفی کردند.

استفاده از مطالب پایگاه حجت الاسلام و المسلمین فرج اله قاسمی با ذکر منبع بلامانع ودر غیر این صورت ممنوع است.